تبليغاتX
تخته سیاه - ارتفاع اندوه

 " اندوه کم و زیاد مسخره است ... اندوهناک تر معنی ندارد . "

 

یک وقتی هست که کسی را – دوستی را -  نمی بینی و برایش کمی دلتنگی و این تو را کمی اندوهگین می کند . اما یک وقتی هست که می دانی کسی را که خیلی دوستش داری یا داشته ای - به هر دلیل - دیگر نمی بینی.آیا این ندیدن و هرگز ندیدن هم همان قدر تو را اندوهگین می کند؟مسلما نه.به همین سادگی.

مادر ِ " اندوه "  بچه های قد و نیم قدی دارد .

 

من می پرسم :  آیا همه ی ما به یک اندازه اندوهگینیم ؟

 اندوه تو قد خود توست . اندوه من اندازه ی من .

گاهی شده که حس کنی خیلی اندوهگینی ؟ نشده ؟ اما گاهی یک اندوه ملایم

آرام آرام  خودش را به تو نزدیک می کند . با تو می آ ید سر کار. وقتی داری تلفنی حرف می زنی کنارت نشسته . با تو چای می خورد . سیگار می کشد . و با تو

برمی گردد خانه . بعد هم یک وقت می بینی – بی خبر – گذاشته و رفته ... اندوهی  ملایم و کشدار ،  و گاهی حتی دوست داشتنی که بهش

عادت می کنی . و وقتی نیست ،  دلت برایش تنگ می شود.

 

اندوه هم عمق دارد . طول و عرض و ارتفاع دارد . دارد . من می گویم دارد .

بعضی ها ارتفاع اندوهشان چنان بلند است که از آنجا می توانند اندوه دیگران را

به درستی ببینند .

بعضی ها اندوهشان آنقدر طولانی ست که دیگر عرضی برایش نمی ماند ! همه ی عمر دراندوه می مانند بی که آن  را بشناسند .

و بعضی ها اندوهشان از عرض رشد می کند . آنها اندوه فربه ای دارند که با یک رژیم درست و درمان ! به حالت عادی برمی گردد  ومی توانند به زندگی

بی اندوهشان  ادامه دهند . تا نوبت بعد و اندوه نو .

 

اندوه زیاد و کم دارد . البته که دارد .

اندوه  ِ درخت ِ خزان رسیده کجا ، اندوه  ِ درخت ِ از ریشه در آمده کجا !

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 10:35  توسط تخته سیاه  |